تبليغاتX
S o m b a d e H

S o m b a d e H

و انگشتم می رود توی چشمتان تا آرنجم ...

من بودم و تو بودی و
هزاران کرم کلافه
لای هم
و
هر چرکی دور و برمان بود
به جز
چرک کف دستان مردمانی
که نوشابه های نیم خورده شان
حتی نصیب درختان هم نمی شد
...
و ما را که ساختند
نوشابه را هم ساختند
و حقوق بشر را نیز
اما هرگز کسی نفهمید
گاهی
کرم نر
آنقدر پیر می شود
که لای انگشتانش
حتی توان چرک کردن هم نداشته باشند
و هنوز
آن کرم های لا به لای هم
تشنه اند
از بس که زاد و ولد شده اند
...
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 16:26  توسط نفر بعدی  |